وجدان

خرید بک لینک

شاید تو درست میگی. شاید من به همون بی معرفتی ای ام که تو میگی. شاید با رفتارم خودم خودمو زیر سوال می برم. شاید اینقدر منم منم دارم یک ذره هم انسان نیستم. تو راست میگی. می دونی، من خودمم گاهی از خودم می پرسم که من کی ام؟ چی ام؟ و چرا اینجوری هستم که تو میگی. منِ خودخواه، منِ ناجوانمرد، منِ بی معرفت.... راستش، یه روزم نشستم که خصلتهای خوبمو بنویسم خواستم بگم صبورم، دیدم نیستم، خواستم بگم مهربونم، دیدم نیستم. خواستم بگم صادق و وفادار و با شهامت و باعرضه ام... و دیدم نیستم. تو راست میگی. وقتی پای حساب کتاب به میان بیاد، وقتی خودت بشینی و حساب کنی که چی هستی، متوجه میشی که هیچی. یعنی علاوه بر اینکه روی محور مثبتها هیچی نیستی، روی محور منفی ها خیلی چیزایی!

امروز داشتم فکر می کردم که چرا میگن فلانی از دنیا رفت؟ و فکر کردم که دنیا کجاست؟ دنیا همینجاست. همینجایی که من هستم و زندگیم هست. از دنیا رفت یعنی چی؟ یعنی مثلا من یه چمدون جمع کنم و برم. کجا برم؟ به سفر زیر خاک. ولی کدوم چمدون؟ فکر کردم که من توی چمدون نامرئی ای که قراره باهاش از این دنیا برم چیا میتونم بذارم؟ چیا؟ و فکر کردم که آدم با آمادگی ی کامل که این سفر رو شروع نمی کنه، مثلا یهو میخوای خیلی سریع چمدون ببندی و میبنی که ای وای هیچی دردسترس نیست و فرصتی هم نیست که چیزی تهیه کنی. اونوقت مجبوری چندتا خرت و پرت بندازی توی چمدون و حرکت کنی و بعد ببینی که چقدر بی فایده هستن.... و باز دیدم که تو راست میگی. خیلی دست خالی ام چون هیچی ندارم. مطلقا" هیچی. خودمو دیدم که سفر زیر خاکمو شروع کردم اونم با یه چمدون خالی. با یک دنیا دلواپسی. با سرگردانی.....

تو راست میگی. حق داری که از من روبرگردونی. خودمم خودمو سرزنش می کنم. هر روز سعی می کنم خوبتر باشم و نیستم. هر روز سعی می کنم با انصاف و با معرفت و با وقار و با ادب و انسان باشم و باز میبینم که نیستم. هر روز سعی می کنم اینجایی که نشسته ام با خلق خدا بهتر رفتار کنم، اذیتشون نکنم. اگه حوصله ندارم کارشون رو انجام بدم پی نخود سیاه نفرستمشون و بترسم از روزی که باید برم و هیچی نداشته باشم که بذارم توی چمدونم. سعی می کنم و باز موقع حساب کتاب کردن میبینم که هنوزم هیچی ندارم که بذارم تو چمدونم. می دونم... آخرشم وقتی در یک چشم به هم زدن باید راهی این سفر بشم، چمدونم خالیه. تو راست میگی.... چمدون سی و نه ساله ی من نو و خالیه....

مثل پروانه...

ما را در سایت مثل پروانه دنبال می‌کنید

برچسب: وجدان النقيب,وجدان,وجدانيات, نویسنده: بازدید: 21 تاريخ: يکشنبه 28 آذر 1395 ساعت: 18:06

صفحه بندی